كرسی ترویجی «بررسي منابع ديدگاه اگزيستانسياليسم درباره هويت انسان و تأثير آن بر علوم انساني»

هفتمين نشست از سلسله نشست‌هاي تخصصي مباني اسلامي سازي علوم انساني

كرسی ترویجی

«بررسي منابع ديدگاه اگزيستانسياليسم درباره هويت انسان و تأثير آن بر علوم انساني»

 

سخنران: حجت الاسلام دكتر محمود نمازي

ناقدان: حجت‌الاسلام دكتر فيروزجايي، جناب آقاي دکتر حسن عبدي

مدیرکرسی: حجت‌الاسلام دکتر مهدي عبداللهي

 

زمان: دوشنبه 24 ارديبهشت ماه 1397  ساعت 18

مکان: قم، بلوار جمهوری اسلامی، موسسه امام خمینی (ره)، طبقه چهارم، سالن اندیشه

http://hamayesh.iki.ac.ir

واحد کرسی‌های موسسه - علیجانی - 02532113447

 

چكيده:

هويت و حقيقت انسان جولانگاه ديدگاه ها، نظريه ها و تئوريهاي فراواني بوده و هست. يکي از اين ديدگاه هاي پر طرفدار، و بلحاظ عملي نافذ، در باره حقيقت و هويت انسان در قرن 19 و 20 اگزيستانسياليسم (existentialism)  است. اگزيستانسياليستها تعريف کاملا متفاوتي  از انسان ارائه کرده اند. اين گرايش فلسفي بيشتر نيمه دوم قرن 19 را تحت تاثير خود قرار داد و در ادامه در قرن 20 هم منشا تحولاات بسيار موثري در غرب بوده است. تاثير اگزيستانسياليسم را مي توان در رشته ها و علوم ادبيات، هنر، علوم تربيتي، روانشناسي و روان درماني مشاهده کرد، تا انجا که در علم روانشناسي و روان درماني گرايشي پديد امد تحت عنوان روانشناسي و روان درماني وجودي (and psychotherapy psychology existential). رولومي روانشناس و روان درمان امريکائي مي گويد "من 40 سال  سخنگوي اگزيستانسياليستها در امريکا بودم." به هر حال اگزيستانسياليسم در ايران خود را به سه روي کرد: الف. فرهنگي و احمدي فرديد، داريوش شايگان، داوري، پازوکي و سيد عباس معارف، و ب. روي کرد چپ با علي شريعتي و ج. روي کرد ليبراليستي و مصطفي زماني و مصطفي ملکيان نشان داد. از انجا که روش اگزيستانسياليستها تماما بر اساس داستان نويسي، نمايشنامه نويسي، تمثيل و استعاره است توانسته اند بصورت نافذي در انديشه ها جاي گيرند. ترجمه کتابهاي انها گاها به ده ها چاپ در ايران مي رسد. شلوغترين ناشران در نمايشگاه دائمي تهران از آنِ کتب اگزيستانسياليستها است مانند "ترس و لرز" از کرکه گور، "هستي و نيستي" از سارتر و "چنين گفت زرتشت" از نيچه.

دکترين اگزيستانسياليستها در باره انسان ان است که انتخاب و اختيار هسته و حقيقت مرکزي و محوري انسان است و از سه خصيصه برخوردار است: الف. گزينش و انتخاب فراگير است حتي وقتي انتخاب نمي کنيد و بر نمي گزينيد، بر نگزيدن را انتخاب کرده ايد، ubiquitous of choices، ب. معيار گزينش فقط گزينش است و هيچ وجه عقلائي ندارد، no rational grounds for choices، ج. اينکه گزينش تابع اصل عليت نيست، no causal explanation.

از نظر اگزيستانسياليستها همه موجودات عالم قبل از تحقق ماهيتي دارند و بر اساس همان ماهيت پديد مي ايند، زندگي مي کنند و از ميان مي روند، اما انسان ماهيتش پس از وجودش است و پيش از وجود هيچ ماهيتي ندارد، وي ماهيتش را با دست خود و با اختيار خود رقم مي زند. ماهيت يافتن انسان صرفا از راه اعمال اختياري و گزينشهاي وي انجام پذير است. انسان يعني ازادي و ازادي يعني انسان. سخنان و ديدگاه هاي اگزيستانسياليستها  به اينجا ختم نمي شود. تضاد ها و برخوردهاي موثري در جاي جاي علوم انساني از خود بر جاي گزارده اند.

اهتمام اين مقاله و اين نشست علمي بررسي ديدگاه هاي اگزيستانسياليستها بويژه از نقطه نظر منابع معرفتي انها است. و اينکه انها ديدگاه هاي خود را بر اساس چه منابع معرفتي  استوار ساخته اند؟ منابع معرفتي انها از چه جايگاه و اعتباري برخوردار است؟ ايا مي توان بر ان منابع معرفتي تکيه کرد و انها را معتبر دانست؟ چرا؟

با پرداختن به ديدگاه اگزيستانسياليستها در باره انسان و اختيار انسان يکي از راه هاي نادرست انسان شناسي بررسي مي شود، نقد مي شود و احيانا اگر نقاط مثبتي در روي کرد انها وجود دارد مورد توجه قرار مي گيرد. جا انداختن نظريه اسلام در باره علوم انساني فراهم تر مي شود. زيرا براي  رسيدن و رساندن (افراد) به نظريه صحيح اسلام در باره علوم انساني راهي جز نقد و بررسي ديدگاه هاي رايج در علوم انساني وجود ندارد. تا ناصوابها از اذهان بيرون نروند صوابها را نتوان جاي انها نشاند. تا بي راهه ها  معين نگردند، راه هاي مستقيم قابل تشخيص نيستند.

باجمال اگزيستانسياليستها براي تاييد نظريه خود در باره انسان و براي اثبات ديدگاه خود به پديدارشناسي Phenomenology يا درون ماندگاري Internality، درون نگريIntrospection، مفهوم انضمامي Concrete concept و استعاره Metaphor

تمسک جسته اند. منابعي که برغم مشابهتها ي برخي از انها با برخي از اقسام علم در انديشه و فلسفه اسلامي و يا با برخي از ديدگاه ها نزد انديشمندان مسلمان، نتوانسته اند راه صحيح توجيه را بپيمايند. مشي کلي اگزيستانسياليستها در تبيين مدعياتي مانند اينکه "وجود مقدم بر ماهيت است؛" "انسان يعني ازادي" يا "انسان يعني دلهره" و يا اينکه "جهان گزافه است" و يا اينکه "انسان بدون دیگران هيچ چيز نيست و اصلا وجودی ندارد" و يا اينکه ادعا مي کنند "وجود اساساً خصلت اجتماعی دارد" و "بدون دیگران نمی توان وجود داشت" و غيره، اعتماد به يکي از اين راه ها است. اگزيستانسياليستها مستقيم يا غير مسقيم دليل اينکه به چنين نتايجي دست يافته اند را يکي از موارد ياد شده مي دانند. انها به شدت با ديدگاه هاي عقلي و فلسفي، علمي و تجربي، نقلي و ايدئاليستي مخالفت ورزيده اند و انها را نه تنها مقرب به حقايق عيني عالم که مبعد ان دانسته اند. در اين مقاله و نشست اين فرضيه دنبال مي شود که هيچ يک از منابع و مباني معرفتي فلسفه هاي اگزيستانس قادر به اثبات مدعيات اگزيستانسياليسم نيستند. اساسا پديدار شناسي يا درون ماندگاري، درون نگري، مفهوم انضمامي و استعاره فاقد صلاحيت معرفتي به مفهوم دقيق کلمه هستند.   

نکته اخر اينکه براي رسيدن به نظريه اسلام در باب علوم انساني شناخت دقيق ديدگاه هاي غرب، بررسي مباني فلسفي انها  و نشان دادن تنافي و تضاد مباني معرفت شناسي، هستي شناسي، انسان شناسي، دين شناسي و ارزش شناسي و روش شناسي انديشه غربي با  انديشه اسلامي کافي نيست، اين کار به رغم عمقش و ضرورتش داروي اذهاني که پر است از "مفاهيم مياني غربي، مفاهيم مهم و اساسي علوم انساني غربي" و اعتقاد انها را به خود جلب کرده است و در قلمروي بسيار وسيع موثر واقع شده است، نيست. بايد در يک پژوهش ميان مدت کلان "مفاهيم مياني" از جمله ديدگاه هاي علمي انها در باره ابعاد وجودي انسان مورد بحث و بررسي قرار گيرد، ان شائ الله، اين نشست در اين راستا فراهم امده است.