برنامه پنج‌ساله پژوهش

پس از تصویب چشم‌انداز ده ساله موسسه و ضرورت تهیه و تنظیم دو برنامه پنج ساله برای دستیابی به اهداف مندرج در چشم‌انداز که از سوی ریاست محترم مؤسسه ابلاغ شد، مدیریت برنامه‌ریزی پژوهش از اردیبهشت ماه سال 1387 مأموریت یافت تا برای تدوین برنامه پنج ساله اول، تمام تلاش خود را به کار گیرد. بدیهی است که برای تدوین هر برنامه‌ای، پیش‌نیازها و اطلاعاتی لازم است. نخست باید وضع موجود بررسی شود و امکانات موجود در نظر آید؛ سپس هدفِ ترسیم‌شده، و بلکه نهایی‌ترین هدف مؤسسه در پایان پنج سال در نظر گرفته شود و پس از آن وضعیت مطلوبِ معاونت پژوهش در آن زمان (1392) ترسیم گردد. همچنین لازم است برای رسیدن از وضع موجود به آن نقطه‌ مطلوب هدف‌هایی میانی تعریف و زمان‌بندی شوند و پس از آن برای رسیدن به آنها ، برنامه‌ریزی صحیح صورت گیرد تا با رسیدن به این اهداف،‌ زمینه تحقق اهداف پنج ساله اول – که خود هدفی میان‌مدت برای رسیدن به هدف‌های بعدی است‌- فراهم گردد. کار دیگری که باید برای رسیدن به این هدف صورت داد، روشن ساختن نقاط قوت و ضعف، و نیز فرصت‌ها و كاستی‌ها در وضع موجود است، تا بر اساس آنها امکانات، نیروها و اختیارات مورد نیاز برای رسیدن به هر یک از اهدافِ میانی برآورد شود و برای رفع خلأ میان وضع موجود و وضع مطلوب برنامه‌ریزی گردد. قبل از هر چیز باید در مقام تعریف هدف غایی و نهایی برآییم.

این هدف در تعریف مؤسسه و سیاست‌ کلی آن مندرج است و نیازی به بازگویی ندارد. البته این تعریف اساساً کلی و غیر کمّی است و برای تسهیل در امر‌، هدف چشم‌انداز ده‌سالة مؤسسه را ‌ در نظر می‌گیریم و سپس می‌کوشیم فرایند پیش‌گفته را با نظر به آن، تعریف و عملیاتی کنیم. در چشم‌انداز ده‌سالة آمده است: «... مؤسسه ... نهادی حوزوی است، با جایگاه نخست و الهام‌بخش در سطح مراکز علوم انسانی، اسلامی در داخل و خارج کشور،‌ و دارای تعامل سازنده، اثرگذار و پویا با مراکز آموزشی و پژوهشی معتبر جهان،‌ در جهت تبیین و تبلیغ و ترویج اندیشه‌های ناب اسلام در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی، و تحقق بخشیدن به ارزش‌ها و فرهنگ اسلامی در جهان»

برای رسیدن به مقام تحقق و فعلیت این هدف، می‌باید به عناصر پرشماری از آن اندیشید. برای نمونه به واژگان زیر‌ باید فکر کرد و درباره بسیاری از آنها باید اطلاعاتی به دست آورد: «الهام بخش»، «مراکز علوم انسانیِ اسلامیِ داخل کشور»، «مراکز علوم انسانیِ اسلامیِ خارج کشور»، «تعامل سازنده»، «اثرگذار»، «پویا»، «تبیین»، «تبلیغ»، «ترویج»، «اندیشه‌های ناب اسلام درحوزه‌های گوناگون علوم انسانی»، «ارزش‌های اسلامی»، «فرهنگ اسلامی»و«تحقق بخشیدن به ارزش‌های و فرهنگ اسلامی در جهان». هر یک از این واژگان بحری عریض و عمیق‌اند که می‌باید وسعت و عمق آنها در ترسیم این هدف ده‌ساله ـ چنان‌که بدان تصریح شده است ـ در نظر گرفته شود، و با در نظر گرفتن «امکان‌های معقول» و «قابل تحقق» در رسیدن به هدف ده‌ساله، آنها را کمّی کرد. البته بدیهی است که برخی از این واژگان کمیت‌بردار نیستند، که با آنها نیز می‌باید به نحو مقتضی برخورد کرد؛ از جمله‌ «الهام‌بخشی» که آن نیز در صورت تحقق دیگر بندهای مطرح شده در این تعریف، خود به خود، تحقق می‌یابد؛ یعنی اگر مؤسسه به دیگر اهداف ترسیم شده برسد، بی‌شک الهام‌بخش دیگر نهادها ـ در سطح جهان ـ خواهد بود. اما در خصوص دیگر فقرات، کمّی‌سازی، یک نیاز اساسی است، تا گرفتار مجمل‌گویی و خیال‌پردازی نشویم. برای اطمینان از برنامه‌ریزی واقع‌گرا و عملیاتی برای پنج سال اول و فعلیت بخشیدن به آن، می‌باید «ویژگی‌های» ترسیم شده در افق سال 97 مؤسسه مد نظر قرار گیرد تا بتوان ویژگی‌های میان‌مدت آن را به دست آورد؛ از این رو:

1. اولاً، باید روشن کرد «مهم‌ترین و قوی‌ترین مرکز تولید دانش در زمینه علوم انسانی با رویکرد اسلامی در داخل کشور» باید چه ویژگی‌های کیفی و کمّی‌ای داشته باشد، و ثانیاً، مؤسسه برای رسیدن به آن درسال 92 باید در چه حدی این ویژگی‌ها را کسب کرده باشد و پیرو آن، معاونت پژوهش باید در چه جایگاهی قرار داشته باشد؟

2. برای الهام‌بخشی، اصلاح‌گری و تحول‌خواهی در سایر مراکز حوزوی و دانشگاهی و ایجاد تعامل سازندهـ با ویژگی‌هایی که مطرح شده است ـ چه سازوکارهایی لازم است؟

3 . امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بسیاری باید طراحی و تأمین شود.

4. باید «مراکز علوم انسانیِ اسلامی داخل کشور» را احصا کنیم؛ و وضعیت فعلی خودمان را با آنها بسنجیم و برای این مهم دستاوردهای گذشته و برنامه‌های در دست اجرا و نیز اهداف آینده‌شان را مطالعه کنیم. اگر ما بخواهیم طبق تعریف هدفِ ترسیم شده در چشم‌انداز در جایگاه نخست قرار گیریم باید به سرعت از دستاوردهای آنها و نیز از تجربه‌ها و دانشِ اندوخته‌شان اطلاع یابیم و نیز با برنامه‌های امروزشان آشنا شویم و همچنین اهداف آینده‌شان را دریابیم و برنامه‌هایمان را به گونه‌ای طراحی کنیم که از دستاوردها و تکنولوژی‌های آنها به نحو احسن استفاده کنیم، و هدفی را برای آینده طراحی کنیم که در نهایت بالاتر از هدف آنان باشد و ما را در سال 97 در جایگاهی نخست و برتر نسبت به آنها قرار دهد.

5. «مراکز علوم انسانی اسلامی خارج از کشور»: این مراکز نیز بسیار پرشمارند و فعالیت‌ها و اعضای هیئت علمی‌شان و نیز بودجه‌هایشان و نیز دسترسی به منابع پاره‌ای از آنها بسیار بالاست. این مراکز تجارب و دستاوردهای قابل توجهی دارند که مؤسسه برای قرار گرفتن در جایگاه نخست می‌باید فرآیندی را که در مورد فقرة پیشین مطرح شد در سطحی بسیار بالاتر بپیماید تا بتواند برنامه‌ریزی درستی برای رسیدن به هدف ترسیمی‌اش در سال 97 داشته‌ باشد.

6.«تعامل سازنده»: این واژه نیز معنای جالب توجهی دارد و رسیدن به تعامل سازنده لوازم و پیش‌نیازهای مهمی دارد که رسیدن به آنها کار ساده‌ای نیست. «تعامل سازنده» در معنای کمّی‌شده‌اش نیازمند تحولاتی در تک‌تک معاونت‌های مؤسسه است. هر یک از آنها می‌توانند برای سازنده‌تر شدن تعاملشان با هم و با دیگر سازمان‌ها به شیوه‌هایی جدید و سطوحی متنوع‌تر بیندیشند؛ تا در نهایت، نوبت به تعامل سازنده با مراکز آموزشی و پژوهشی معتبر جهان برسد.

7. «اثرگذاری» نیز در مقام خود بسیار قابل تأمل است و نیازمند برنامه‌ریزی است؛ تأمل در گونه‌های مختلف اثر‌گذاری اعم از مستقیم و غیرمستقیم،‌ و نیز مثبت و منفی. بنابراین برای قرار گرفتن مؤسسه در جایگاه نخستِ اثرگذاری باید ابتدائاً در مقام نظر، این گونه‌ها و شیوه‌ها بررسی شود، و بعد از آن راهکارهای عملی رسیدن به آن جایگاه را یافت (این بررسی‌ها در خور پیگیری در قالب پروژه‌هایی تحقیقی و پایان‌نامه‌اند). 8. «اندیشه‌های ناب اسلامی در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی»: هنوز رشته‌های با‌سابقه و مهمی چون روان‌شناسی اسلامی، مدیریت اسلامی و اقتصاد اسلامی، با وجود پیشینة نسبتآً قابل توجهشان به استقلال و قوام نرسیده‌اند (نشان عینی آن نیز واژة «درآمد» در ابتدای بسیاری از عنوان‌های پژوهش‌ در این زمینه‌هاست) و سال‌ها تلاش و اندیشه‌ورزی لازم است تا از حالت التقاط و اختلاط با ریشه‌های سکولار غربی‌شان خارج شوند. بدیهی است که رسیدن به این مرتبه، بسیار بیش از ده سال فرصت می‌طلبد. بحمدالله با توجه به درایت و دوراندیشی و عمق اندیشة استاد بزرگوار، علامه حضرت آیت‌الله مصباح ـ دامت برکاته ـ‌ مؤسسه در میان نهادهای حوزوی و دانشگاهی از این جهت هم‌اکنون در جایگاه بهتری قرار دارد. اما به ترتیب برای (1) اثرگذاری، (2) تعامل سازنده، و (3) پویایی بیشتر، آن هم به‌خصوص «در جهت تبیین،‌ تبلیغ و ترویج اندیشه‌های ناب اسلامی»، آن هم «در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی» مسیری طولانی و دشوار در پیش است؛ مسیری که بدون برنامه‌ریزی و ارادة جدی مسؤولان و مدیران گروه‌ها و حمایت‌های همه‌جانبة معاونت‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود. با توجه به آنچه گذشت باید اذعان کرد که هدف ترسیم شده برای سال 97، مقامی است که رسیدن به آن همتی بس عالی و توانی فوق‌العاده می‌طلبد، و پیرو آن، طراحی برنامة کاربردیِ میان‌مدت در راستای آن، همت، توان و مدیریت و برنامه‌ریزی شگرفی لازم دارد. با ابن نوصیف، مدیریت برنامه ریزی در چارچوب فرآیندی که در ابتدای مقدمه آمد، راه پر فراز و نشیبی را طی نموده و جلسات متعددی را با کارشناسان امر، مدیران و دبیران گروه‌ها، مدیران و صاحب نظران در بخش‌های مختلف پژوهش ترتیب داده که ثمرة آن برنامة پنج ساله است که در دو بخش گروه‌های علمی و مدیریت‌های پژوهش به تفکیک و تفصیل بیان شده است. لازم به ذکر است که آن چه که ملاک عمل و بودجه‌ریزی برای معاونت پژوهش است، برنامه مدیریت‌ها است که برنامه گروه‌های علمی ـ پژوهشی موسسه نیز پس از منطبق سازی با امکانات و بودجه مورد پیش بینی، در قالب آن عملیاتی و توزیع شده است.